هدیه ای نه چندان خوشایند...به راحتی می شه متوجه شد که جوئل اجرتون با اولین تجربه فیلمسازی اش تلاش کرده تا ورودی مقتدرانه به سینما داشته باشه , حتی از اونجایی که خود اجرتون در نقش کاراکتر گوردو حضور داشته ، سکانس های حضورش در فیلم رو به صورت متوالی فیلمبرداری کرده تا تمام تمرکزش رو بر کارگردانی و هدایت فیلم بذاره . با وجود تعریف و تمجیدها به نظر میومد نتیجه این زحمات , اثری کم و بیش مهم و ارزشمند رو پدید آورده ولی ماحصل کار نشون می ده که اجرتون شاید بازیگر خوبی باشه اما تا ساخت اثری خوب , فاصله قابل توجهی داره.......خلاصه داستان فیلم در مورد زن و شوهر خوش بختیه که وضعیت مالی خوبی دارن ، زوجی که به دلایلی که کم کم مشخص می شه و البته چندان هم جدی نیست به شهر دیگه ای نقل مکان کردن اما ورود دوستی قدیمی ، برگ تازه ای از زندگی این زوج رو ورق می زنه . دوستی که ظاهر بی آزاری داره ولی توامان حضوری آزاردهنده برای زن و شوهر پیدا می کنه که موجب می شه تعلیق کافی برای دنبال کردن فیلم ایجاد بشه و در کل فصل آغازینِ قابل قبولی رو به نمایش می ذاره اما ناگهان کاراکتر گوردو بعد از
برچسب:
نویسنده: اشکان مرادی
تاريخ: چهارشنبه
22 دی
1395 ساعت: 13:51