خرید بک لینک
بهترین اکشنِ فصل ابتدایی 2015کینگزمن:سرویس مخفی رو علاوه بر سرگرم کننده بودن ، می شه فیلم خوبی هم دونست چراکه فاکتورهای لازم برای اعطای این عنوان رو داره  اما ورای کیفیت خود فیلم ، در بازه ی زمانی اکران شده که غالب آثار اکشن ویژگی چشمگیری در چنته ندارن و حتی بعضا ناامیدکننده ان و همین عامل مهم ، موجب خودنمایی بیشتر این فیلم هم شده .تمهیدات عموما متنوع و زیرکانه ای در فیلمنامه کیگنزمن وجود داره که با پذیرفتن ساختار و منطق داستان ، خرده جدی بر این بخش وارد نیست و از همین رو دزدیده شدن برخی از معروف ترین افراد با بیشترین سطح محافظت هم چندان غیرمنطقی به نظر نمیاد ؛ با این وجود همچنان یکی از ملموس ترین ایرادات در آموزشهای گروه انتخابی کینگزمن دیده می شه ، اگزی (تارون اگرتون) در سکانس مبارزه پایانی ، خیره کنندست اما غالب فعالیتهای آموزشی و یا رانندگی ماهرانه ی اون در راستای این حرفه ای شدن نیست .کینگزمن برعکس ظاهر عامه پسندش ، به شکلی خاص قابل بررسیه چراکه پیام هایی که در تمام لحظات به مخاطب منتقل می شه ، نکته ای است که تقریبا به فراموشی سپرده شده ؛ از عملیات (حمله) ابتدایی در خاور

برچسب: نویسنده: اشکان مرادی تاريخ: چهارشنبه 22 دی 1395 ساعت: 13:51

 Extremely Fast  ,  Incredibly Furious  سری سریع و خشن با عمر فعلیِ 14 سالش ، همیشه جذابیتهای خودش رو داشته ، حتی در شماره های 2 و 3 که بیشتر به یمن یدک کشیدن این عنوان دیده شدن ، رگه هایی از این ویژگی رو می شه دید ، حالا هفتمین فیلم جدا از اینکه نشون می ده هنوز هم می شه به سرعت و خشونت این سری اطمینان کرد ، پا رو فراتر از یه دنباله ی صرف گذاشته و علی رغم محبوبیت قسمت پنجم ، به نظر نگارنده این قسمت هفتمه که می تونه در کنار شماره های اول و چهارم (خصوصا با توجه به سال ساخت و جایگاه ) جزء بهترین های این مجموعه قرار بگیره ، قسمت هفتمی که مرگ پل واکر اون رو ماندگارتر از همیشه کرده...سریع و خشن 7 با مقدمات پیش پاافتاده ای چون دزدی و پاک شدن سابقه و پیش آمد غیرمنطقی چون برگشت لتی در دو قسمت قبل ، این فرصت رو پیدا کرده تا به نوعی کامل ترین قسمت این مجموعه رو به نمایش بذاره ؛ در حقیقت تقریبا هر اونچه که  از ابتدا در این مجموعه وجود داشته و یا به نوعی اثری از خودش به جا گذاشته، در این قسمت گرد هم اومده. حتی وجه دراماتیک داستان در بیش ترین سطح این مجموعه قرار گرفته ؛ البت

برچسب: نویسنده: اشکان مرادی تاريخ: چهارشنبه 22 دی 1395 ساعت: 13:51

It's very Slow but it's not Dumb*خطر لوث شدن داستان*دنبالت می آید گرچه رویه موفقیت آمیزِ معدود آثار ترسناک این روزها رو ادامه داده اما در عین حال نسبت خاصی با اونها نداره چراکه بیشتر یادآور آثاریه که در دهه های گذشته به نمایش دراومدن و الهام پذیری اون از هالووین محصول 1978 نکته ایه که در برخی نقدهای انگلیسی زبان هم قابل مشاهدست . این تاثیرپذیری علاوه بر اتمسفر حاکم بر فیلم ، در ساختار و روایت داستان هم دیده می شه و دیوید میچل به عنوان نویسنده و کارگردان با کمک تجربیات گذشته ، تلاش کرده نگاه شخصی و مستقل خودش رو به نمایش بذاره و علی رغم اینکه اساس فیلم بر ایده ای بنا شده که در نگاه اول ممکنه تا حدی عجیب و توامان غیرقابل باور به نظربیاد اما با پیشرفت داستان ، کارکرد خوش رو برای ترس حاکم بر فیلم و کاراکترهاش پیدا می کنه ؛ به ویژه که از اصلی ترین دلایل گیرایی موجود هراس انگیز فیلم ، چهره و فیزیک یا به طور کلی کالبدهای به شدت متعددیه که می تونه در اونها نمود پیدا کنه .میچل که تاکید بیشتری بر تصویرگرایی داشته ، به جای شرح کامل جزئیات ، غالبا به ارائه اطلاعاتی کلی به مخاطب بسنده کرده ، در حقی

برچسب: نویسنده: اشکان مرادی تاريخ: چهارشنبه 22 دی 1395 ساعت: 13:51

Not Another Teen Movieبعد از ارائه آثار مختلف نوجوانانه در دهه گذشته و همراه با توجه ویژه و جدی تر هالیوود ، در دهه اخیر درام -رومانس های هایی که به صورت خالص و بدون درهم آمیزی با ژانرهای اکشن و علمی-تخیلی ساخته شدن رونق گرفت و فیلمهای عرضه شده در این ترکیب ژانری ، کم و بیش موفق بودن تا دیدگاه ایجاد شده نسبت به آثار نوحوانانه رو در جهت جدی تر گرفته شدن و تکامل توسعه ببخشن و شاید بشه گفت "مزایای گوشه گیر بودن" آغازگر این جریان متمادی بود که با "اکنون شگفت انگیز" و "تقصیر ستاره بخت ما" ادامه پیدا کرد ؛ با این حال این سه اثر محبوب و نسبتا خوب در قیاس با فیلمی که با اون رو به رو هستیم دچار کمبودها و انحرافات در سیر روایی و پیامهای اخلافیشون هستن چراکه "من و ارل و دختر در حال مرگ" اینجاست تا پاسخ بهتر و ارزشمندتر و در عین حال سطح بالاتری به این انتظارات بده .......من و ... که اثری اقتباسیه ، توسط جسی اندروز نویسنده رمان به فیلمنامه تبدیل شده و اندروز هم به خوبی این تغییر مدیوم رو انجام داده . داستان در همون نقطه اول که بر شرح جایگاه کاراکتر از موقعیت

برچسب: نویسنده: اشکان مرادی تاريخ: چهارشنبه 22 دی 1395 ساعت: 13:51

هدیه ای نه چندان خوشایند...به راحتی می شه متوجه شد که جوئل اجرتون با اولین تجربه فیلمسازی اش تلاش کرده تا ورودی مقتدرانه به سینما داشته باشه , حتی از اونجایی که خود اجرتون در نقش کاراکتر گوردو حضور داشته ، سکانس های حضورش در فیلم رو به صورت متوالی فیلمبرداری کرده تا تمام تمرکزش رو بر کارگردانی و هدایت فیلم بذاره . با وجود تعریف و تمجیدها به نظر میومد نتیجه این زحمات , اثری کم و بیش مهم و ارزشمند رو پدید آورده ولی ماحصل کار نشون می ده که اجرتون شاید بازیگر خوبی باشه اما تا ساخت اثری خوب , فاصله قابل توجهی داره.......خلاصه داستان فیلم در مورد زن و شوهر خوش بختیه که وضعیت مالی خوبی دارن ، زوجی که به دلایلی که کم کم مشخص می شه و البته چندان هم جدی نیست به شهر دیگه ای نقل مکان کردن اما ورود دوستی قدیمی ، برگ تازه ای از زندگی این زوج رو ورق می زنه . دوستی که ظاهر بی آزاری داره ولی توامان حضوری آزاردهنده برای زن و شوهر پیدا می کنه که موجب می شه تعلیق کافی برای دنبال کردن فیلم ایجاد بشه و در کل فصل آغازینِ قابل قبولی رو به نمایش می ذاره اما ناگهان کاراکتر گوردو بعد از

برچسب: نویسنده: اشکان مرادی تاريخ: چهارشنبه 22 دی 1395 ساعت: 13:51

یک ماجراجویی متفاوت ، فقط همین !*خطر لوث شدن داستان*ایناریتو بعد از فیلم نسبتا خوب بِردمن و بازخوردهای مثبت اون ، ظاهرا علاقه خاصی به تجربه های تازه پیدا کرد و اینبار فضایی کاملا متضاد و اثری چالش برانگیزتر از فیلم قبلی خودش رو به نمایش گذاشت . بازگشته ازگور قطعا یکی از دشوارترین پروژه های فیلمسازی در طول چند سال اخیره و عوامل سازنده تمام توان خودشون رو به کار بستن تا همه اجزای فیلم رو به طبیعی ترین شکل ممکن به مخاطب ارائه بدن . در حقیقت علاوه بر تمام ریزه کاری های فنی ، برداشت های بدون کات و نوع قرارگیری دوربین در موقعیت هایی مانند پرتاب تیر به گلوی فردی که تا چند ثانیه پیش زنده بود ، مبارزه با خرس دیجیتالی که این دیجیتالی بودنش هرگز جلوه نمی کنه، خوردن ماهی زنده و در نهایت مبارزه پایانی که همگی به نوعی جذاب ترین لحظات فیلم رو تشکیل می دن ، موجب شده روند ماجراجویانه داستان به نبردی برای بقا تبدیل بشه که در هر لحظه ای از اون توامان امکان پایان زندگی و دلیل دوباره ای برای زندگی ایجاد می شه .با این حال و علی رغم برخی نکات مثبت ذکر شده که بیشتر ستایش ها هم حول این محور می چرخه ، بازگشته ا

برچسب: نویسنده: اشکان مرادی تاريخ: چهارشنبه 22 دی 1395 ساعت: 13:51

ابرقهرمانی غیرمتعارف در سالی که گردهمایی و درگیری های متعددی بین ابرقهرمان ها بروز پیدا کرده بود ، ددپول به عنوان یک اثر مستقل و تقریبا تک نفره کار سختی برای خودنمایی داشت و موفقیتش تا این سطح بعید به نظر می رسید ؛ با این حال به جهت تمایز کافی بین این کاراکتر و سایر آثار ابرقهرمانی ، به تجربه ای نه شگفتی آور اما متفاوت در ژانر فرعی ابرقهرمانی تبدیل شد اگرچه همون طور که خود این کاراکتر چندین بار در طول فیلم بیان می کنه ، قهرمان نیست و تنها نقطه ای که به نوعی بر ویژگی قهرمانانه اون تاکید می شه در دیالوگی است که اعلام می کنه ؛ "می خوام آدمهای دیگه ای به سرنوشت من دچار نشن" .......الفاظ رکیک و توامان شوخی های متعدد جنسی در کنار خشونت بالا و حتی نوع شکل گیری رابطه به اصطلاح عاشقانه ، ویژگی همذات پندارانه و دوست داشتنی از یک قهرمان رو حداقل برای بخشی از مخاطبین من جمله خودم به عنوان یکی از طرفداران این گونه آثار پدید نمیاره اما با این وجود ، ویژگی های دیگه ای توی فیلم قرار گرفته که به این راحتی نمی شه نادیده گرفت . از همون تیتراژ آغازین و نوع حرکت دوربین می شه ب

برچسب: نویسنده: اشکان مرادی تاريخ: چهارشنبه 22 دی 1395 ساعت: 13:51

بتمن در مقابل(در کنار) سوپرمنانتظار برای تماشای بتمن در مقابل سوپرمن به مانند مسیر رسیدن به سرابی فریبنده و دلچسب عمل می کنه و خود فیلم با کمی بی رحمی این تصور پوشالین رو از بین می بره . سکانس افتتاحیه فیلم قطعا یکی ازبهترین افتتاحیه های امسال و یکی از ماندگارترین ها در آثار ابرقهرمانیه ؛ موسیقی فوق العاده ، اسلوموشن به جا و نماهای بی نظیر در مجموع سکانسی اثرگذار برای شروع یک فیلم بلاک باستری بزرگه که با روایت کوتاه فیلم مردی از فولاد از زاویه نگاه بروس وین تکمیل می شه اما در ادامه کم کم اون لذت ایجادشده و مورد انتظار فروکش می کنه و این نکته منفی متاسفانه در سرتاسر فیلم ادامه پیدا می کنه.......بتمن و سوپرمن علی رغم عنوانش لزوما ربط مستقیم و تاکید کاملی بر این تقابل نداره و فیلمنامه بر مسائل حاشیه ای اصرار داره که کاملا بر این تقابل سنگینی می کنه . متاسفانه بازی های سیاسی و ایجاد شک نسبت به دولت آمریکا ، در ادامه با وجود سناتور پاک فیلم و چرخش تمام بدیها و نیرنگ ها به یک فرد خاص ، موجب تامین شدن اهداف فرامتنی فیلم شده و تمام تلاش عوامل برای هماهنگ کردن این داستان با ماجرای اصلی یا

برچسب: نویسنده: اشکان مرادی تاريخ: چهارشنبه 22 دی 1395 ساعت: 13:51

جنگ کذایی!*خطر لوث شدن داستان*بی شک به دلیل تنوع گسترده رخدادها و کاراکترها در کمیک بوکها ، انتخاب بهترین داستان ممکن و پرداخت سینمایی اون از اهمیت به سزایی در ایجاد و بسط کاراکترها برخورداره ؛ بالاخره بعد از انتخاب های متعدد و حذف و اضافه های پیش اومده ، قسمت سوم کاپیتان آمریکا با ترکیبی بیرون اومد که توسط خود سازندگان به نام انتقام جویان۲٫۵ شناخته می شه. قسمت اول کاپیتان آمریکا گرچه به صورت مستقل چندان فیلم مهم و خوبی نبود اما برای ورود این کاراکتر به جمع ابرقهرمانان و پیوستن به انتقام جویان ، اثر قابل قبولی به شمار می رفت ولی این قسمت دوم بود که انتظارها رو از کاپیتان آمریکا به مراتب بالا برد و برادران روسو هم به عنوان یکی از بهترین و قدرتمندترین فیلمسازان در زیرژانر ابرقهرمانی ، خودشون رو به اثبات رسوندند و توانایی های اونها گرچه در قسمت سوم حفظ شده و هیچ طرفدار آثار ابرقهرمانی نباید این فیلم رو از دست بده اما قسمت سوم ، انسجام داستانی ، غافلگیرکنندگی و متقاعدکنندگی فیلم سرباز زمستان رو نداره و در انتها رضایت کامل رو پدید نمیاره.......شباهت جالب و قطعا عمدی بین دو فیلم بتمن در مقاب

برچسب: نویسنده: اشکان مرادی تاريخ: چهارشنبه 22 دی 1395 ساعت: 13:51

نه حسابدار ، نه آدمکشحسابدار علی رغم وجوه زیبایی شناسانه بصری هالیوودی و نگاه مشخصی که کارگردان به کلیت ماجرا داشته ، اثر چندان حساب شده ای نیست. مشکل اصلی فیلم رو در وهله اول باید در خود کاراکتر کریستین ولف با بازی بن افلک به شمار آورد ؛ با اینکه بن افلک بازی بدی ارائه نداده و حتی گاها اثرگذاره اما نوعی بلاتکلیفی در کاراکتر و ایفای نقش اون وجود داره چراکه خود فیلم نه واقعا یک آدمکش حرفه ای از کاراکتر اون ایجاد می کنه و نه واقعا یک حسابدار مثال زدنی و نه حتی چیزی بین این دو چراکه صرف ارائه نکاتی مثل تمرین و ممارست در کودکی یا هوش ریاضی ، ویژگی ها رو به کاراکترها اضافه نمی کنه و کریستین در زمانی که فیلم اکشنه صرفا یک آدمکشه و در زمان حسابداری صرفا یک حسابدار و در زمان خارج از این ها ظاهرا به جز انسانی معمولی ، ویژگی مهم تر و برجسته تری نداره .......همراه با ضعف پردازش کاراکتر اصلی ، کارکترهای مکمل و متعدد فیلم هم موفق نمی شن تا محصول نهایی رو به اثری پربارتر و با کیفیت تر تبدیل کنن ؛ در واقع همانند ماجرای اصلی خود کاراکتر کریستین که با جزئیات و فلش بک های متعددی همراهه ، فیلمن

برچسب: نویسنده: اشکان مرادی تاريخ: چهارشنبه 22 دی 1395 ساعت: 13:51

صفحه بندی